Barak on جولای 4th, 2014
دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
 
یک موی ندانست و بسی موی شکافت
 
گرچه زدلم هزار خورشید بتافت
 
آخر به کمال ذره ای راه نیافت
 
«ابوسعید ابوالخیر»
Barak on جولای 4th, 2014

بجز  كتاب انیسی  دلم نمی خواهد

زهی انیس و زهی خامشی زهی صحت

اگر اجل دهدم  مهلت و خدا توفیق

من  و  خدا  و  كتابی  و  گوشه  خلوت

هزار شكر كه كاری بخلق نیست

مرا  خدا پسند بود  فیض را زهی همت

“شاعر”

Barak on آوریل 18th, 2014

مرا ازمرگ مترسان

من افغانم

با دست خالی

سالها درنبرد بوده ام

با ترور

با انفجار

با اشغال

با انتحار

مرا ازمرگ مترسان

من می رزمم

همچون نیاکانم

میشکنم دشمنم را

سر میدهم

جان میدهم

مرا ازمرگ مترسان

آرمان من برای وطنم

صلح

عزت

شهادت

مرا ازمرگ مترسان

شعار من

خدای من

وطن من

قلم من

مرا ازمرگ مترسان

“سکندر فرهاد بارک” 

Barak on نوامبر 25th, 2013

آن صندلی کوچکimagesCAHN5RDO

زیر آن درختان بید

جای خالی تو را فریاد میزند

برکها زرد (غم)

جای تو را گرفته

هم آنجا بر سر آن صندلی

هم اینجا در دل من

آه است اینجا در دل من

برکهای زرد روی آن صندلی

که فریاد میزنیم

جای تو خالی

جای تو خالی

“فرهاد بارک”

Barak on سپتامبر 24th, 2013

My chanceآنگاه که ابر ها غره میزنند

آنگاه که سیل نهره میزند

آنگاه که آب ها میخروشند

آنگاه که آب سیلی میزند بر سخره ها

آنگاه که آب همه را میراند از مقابل اش

آنگاه که توفان همه را در خود میپیچد

آنگاه که همه جا تاریک میشود

من حال خود را در آن میبینم

ویران

ویران

Barak on جولای 4th, 2013

در قانون جنگل هر حیوانی که قدرتمندتر نظر به سایرین باشد به عنوان رییس آن برگزیده میشود ولی در قانون انسانها هر انسانی که دارای شعور و دانایی بیشتر نظر به سایرین باشد به عنوان رهبر انتخاب میشود!

فرهاد بارک

Barak on جولای 4th, 2013

شاید با هم بودن به سختی تکرار شود ِاما به یاد هم بودن را هر لحظه می‌توان تکرار کرد.Moon

Barak on ژوئن 17th, 2013

تو چی میدانی که نفس گرم تو مرا حیات است.401086_218985824851730_100002209424529_475916_1733087475_a

Barak on می 27th, 2013

گهی آباد

گهی ویران222

دل ما

گهی خیال

گهی فراق

دل ما

گهی خندان (زخیال)

گهی گریان (زفراق)

حال دل ما

ای وای دل ما.

“فرهاد بارک”

Barak on می 27th, 2013

دیــــــــــــــــدم روزی از آن کوچه گذشتی

زآندم، سالهاست که از آن کوچه میگذرم

seekingفرهاد بارک”